010109 5D3A27 73A01F 89755A EDAC68 FFC989 FFDFAC FFFFF7

Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

SilenCe of Rain

Posted by
فرشته گروه ای (..., Iran) on 6 November 2015 in People & Portrait and Portfolio.

میان حسادت ِ ملموسی فشرده شده بود عشق هایش
میان گلبرگ هایی که بارش باران آرامشان کرده بود
پشت کرده حتی به آهنگ طنین انداخته ی خانه
آهسته به راست و چپ قدم بر می داشت
کمی مکث کرد و ...
با آهی ملایم بالشی را زیر آرنج هایش جا داد
به همه چیز فکر میکرد و هیچ چیز
زمین گرد بود و غم هایش در نقطه ای روی هم می افتادند
مادربزرگ تصویر شفافی از کودکی اش بود که قاب شده بود
و "چشم هایش" فریب کار حرف هایی بود که گذشته اش را مهمان بود !

دیگر نگران هم نبود ...
از تمامی ِ روز هایش کافه ای مانده بود
عجیب و خاکستری
که میزهایش پایه نداشت ...
و تنهایی هایش به بزرگی تناقض هایی بود که روی صندلی ها خاک می خورد .
هیچ چیز حتی عجیب هم نبود
نه بغض ِ اتاق
نه صدای باران
و نه پاییز ...

دخترک جوانی اش را نُت ب نُت
درون آغوش ِ حامل ِ انتظار ِ روزگار
جا گذاشت و
رفت .

دلنوشت های فرشته
بیست و هفتم آبان ماه نود و دو

omid from mashhad, Iran

چه گوش آویز قشنگی
...
حسّ خوب کودکی ها رو داره
...
ترکیب، رنگها و نورهای زیبا
...
زیرنویس هم مثل همیشه غریب و غم انگیزه

18 Nov 2015 4:14pm

Shaahin Bahremand from Tehran, Iran

جالبه

19 Nov 2015 12:45pm

Amirreza Tavassoli from Tehran,Tabriz, Iran

چه فرشته روگوشی خوشگلی

19 Nov 2015 3:39pm

shahla from tehran, Iran

هیچ چیز حتی عجیب هم نبود
نه بغض ِ اتاق
نه صدای باران
و نه پاییز ...
دخترک جوانی اش را نُت ب نُت
درون آغوش ِ حامل ِ انتظار ِ روزگار
جا گذاشت و
...رفت
...
فرشته ی پُر احساس! چقدر قلم ت برام آشناست عزیز!!... حس ش می کنم
:)

21 Nov 2015 9:40am

@shahla: چقدر کامنتت سر صبحی سر کار خوشحالم کرد:) راستی بدون ک من نوشته ها تو خیلی دوست دارم

fereshteh. from Iran

چه حس زیبایی

21 Nov 2015 7:39pm