041D1A 2A5C5D 2E3B31 378287 596655 679B99 858466 90A191

Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

So far Away ~

Posted by
فرشته گروه ای (..., Iran) on 7 May 2013 in Abstract & Conceptual and Portfolio.

دلم از آن روزهای خاکستری تیره ی تنها می خواهد ... با لخند بهت زده ای از سایه ی خم شده روی دیوار اتاق ، که بابا لنگ دراز را هم وسط قصه جا گذاشت ..
که نی بزنم تمامی ِ رعد های آسمان را ... تا خواب هیچ بچه ای را سرگردان نکند !
تا وقتی که آفتاب کوله بارش را بر دوش آسمان می گذارد خیره به ورق های پر
شده ی دفترهایم
صدای باران را از دریچه ی کولر
"play"
کنم .
و فکرهایم را ببافم به بافته های موهایم . ابرویم را بالا دهم و به نشانه ی اعتراض به سکوت عروسک های اتاق کرور کرور رنگ بپاشم به لبخند های سرگردانشان !
و باز هم فکر کنم ... به خودکاری که دیگر نمی نویسد ! به کودکی ِ رفته ! به ذوق مادر شدنم برای عروسک های کودکی ....
به اتاق آبی ِ خودم که با آخرین اجاره خانه تحویل صاحب خانه شد ... به خاطراتم ، به پنجره ای که به دست های من برای باز شدن و ورود نور عادت داشت ! به کلی خاطره که بقچه کردم و چند سال پیش میان آبی دیوارهایش همه شان را جا گذاشتم .
به انتظارهایی که گرسنه رها شد در آن اتاق ...
به دختری به سن و سالی از جنس من ... که تقویم های رو میزی اش فقط سوم فروردین داشت...
فکرم را بکشم بنوازم بسرایم و تمامی روزهایم را جمع و تفریق کنم ... دلم آن روزها را می خواهد ... که روزهایم از حد یک مشت کودکانه ام هم کوچکتر بود ... آدم ها غول کتاب داستان هایم بودند و غصه ام تنها نرسیدن دستم به عروسک بالای میز بود .
دلم ... نوازش های رنگ و رو رفته ام ...من و تب تند انارهایی که از جاده چیده ام ... تنگ است .
برای دنیا و آدم های دیروز ... و این باران شدید سر ناسازگاری دارد ...
که نمی شوید دروغ ها را ...
و گویا در چشمان خورشید های خیالم سخت تیزی ابرها فرو رفته ... که تاول های قلبم را در پس سنگلاخ های خاطرات ... باور ندارد !

دست نوشت های فرشته ....
اردیبهشت نود و دو !

omid from mashhad, Iran

بازتاب خیلی خیلی قشنگ و خوب و جالبیه
.
مثل یک رویا شده
.
ترکیب، رنگها و نورها هم خیلی خیلی زیباست
.
.
هم عکس هم دلنوشته مبهوت کننده هستند

7 May 2013 10:58am

@omid: sepas:)

omid from mashhad, Iran

و اما نمره ی دیکته
خط اول
ب لبخند جاافتاده است
.
19/5
----------------
:)

7 May 2013 11:00am

@omid: :)))) mochaker ostad :D

Mariana Maoduš from Waterloo, Canada

nice puddle reflection

7 May 2013 11:50am

ghazal khalatbari from shahsavar, Iran

حس عجیبی داره

زیباست

7 May 2013 2:13pm

@ghazal khalatbari: مرسی

Khazan Zeh from L, Iran

این جور عکاسی عالیه
انعکاس
بازتاب
نور
همه چی یه حالت خوبی میگیره
انگاری یه چیزه محو همه چیو خوب میکنه

7 May 2013 3:02pm

@Khazan Zeh: چه درک خوبی

fereshteh. from Iran

چه حس غمگینی داره...
وچه بازتاب زیبایی
گویی نوشته .. بازتاب ها یکی شدند
ونجواها
رساتر
می شنوی؟
...
آفرین

7 May 2013 4:38pm

@fereshteh.: اره میشنوم فرشته :)

Ahmad from Tehran, Iran

بسیار زیبا - بافت های منعکس در آب خیلی قشنگ شده

7 May 2013 5:42pm

@Ahmad: ممنون :)

shahla from tehran, Iran

چقدر رنگ هاش زیباست...دوست داشتم ش :)

7 May 2013 9:11pm

@shahla: منم عاشق متنا و کارات شدم :)

farNaaz from Iran, Iran

دقیق . مهربان
خودشه
مرسی

8 May 2013 5:04am

nayere from mashhad, Iran

فرشته ی نازنین!
عکس بسیار بازتاب قشنگی را نشانه رفته
با زاویه ای که برایم دلنشین است


و البته با دلنوشته ای که چقدر با جنس دلم نزدیک بود
انگار صندوقچه ی واژه هایمان روی
طاقچه ی اتاق کودکی کنار هم بوده اند
خیالت گل افشان

8 May 2013 7:21am

@nayere: ممنونم که دختر با احساسی مثل تو رو پیدا کردم :)

Lucie Pao (By PegM) from ~ ici ou là ~, France

Beautiful !

8 May 2013 10:37am

@Lucie Pao (By PegM): thx:)

Mahdi from Tehran, Iran

اسم عکس، بیشتر به نوشته های زیرش میاد تا خود عکس

8 May 2013 12:20pm

@Mahdi: hameye adama hesayi to vojodeshon daran ke gahi be cheshm nmiad entekhabe in esm bekhatere hese manam be aks shayad intore:)

saran from shiraz, Iran

حس عجیبی داره

زیباست

8 May 2013 3:28pm

@saran: mamnon ke hesesh kardi:)

Elaine Hancock from Rockville, United States

Beautiful reflection. Has a mystical feeling to it.

8 May 2013 8:09pm

@Elaine Hancock: thx dear:)

J.R. from Urasoe City, Japan

Different but a very good feel to this, nice reflections

8 May 2013 9:41pm

@J.R.: thx dear:)

ebi pic from khalkhal, Iran

همه غریبه اند. اینکه کسی به شما نزدیک است، توهم محض است! اینکه از کسی انتظار داشته باشید که با غریبه های دیگر فرقی داشته باشد، توهم محض است! هر که نزدیک تر می شود تنها جرمش را بالاتر و بالاتر می برد! فیلم "داگویل" را دیده اید!؟ عوضی ترین در شهر، همانی ست که نزدیک تر می شود!... رهگذری اگر مرا نفهمد دلم نمی گیرد اما "تو" اگر مرا نفهمی دلم می گیرد!، بی آنکه بدانم به خدا تو چیزی بیش از آن رهگذر از من نمی دانی!!... یا مثلا اکثر زنان عالم همین که با کسی ازدواج می کنند تمام دلشان را می ریزند روی دایره و خیال می کنند وحی مُنزل است که این مرد، دیگر محرمشان است... و دیر یا زود می فهمند که از آن حرف ها به ضرر خودشان دانه دانه دارد استفاده می شود، تازه آن هم با یک برداشت های هشل هفتی که به وقتِ گفتنشان اصلا هم مدّ نظرشان نبوده!... آدم ها غریبه اند و آنان که غریبه های ما را می دزدند تنها به غریزه دچارند! غریزه که تنها به سکس و گرسنگی و تشنگی و اینها نیست، غریزه گاهی می طلبد زنی مردِ شما را به چنگ آورد! غریزه ی طبیعت است این کابوس ها...، بیخیال ِ وجدان و اخلاقیات، که بدبختانه وجدان و اخلاقیات نسبی اند و توجیه پذیر؛ و با این توجیهات می شود همه را بخشید و بر تخت خزید و تکیه بر دیوار زد و عروسکِ خرسی بزرگی را به بغل فشرد!

8 May 2013 10:17pm

@ebi pic: من هم چنان به هضم این جملات عالی مشغولم عالی بود.... افتخار میکنم که عکسم بیننده ای مثل تورو داشت :)

Hossein Saharnaz from Ahvaz, Iran

کاربسیارعالی وجالب

8 May 2013 10:21pm

@Hossein Saharnaz: khaili ham mamnon

CElliottUK from Reading, United Kingdom

Misty dreams

8 May 2013 10:29pm

@CElliottUK: yes true:)

ebi pic from khalkhal, Iran

یه روزی - یه جائی - یه کسی - همین نزدیکی هاست

که هرگز نتونست با فرهنگ ایرانی نتونست بسازه و 8 سال میشه که خونه نشینه
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جالب ترین چیزی که در زندگی ام به کرات و دفعات می شنوم این است که "ابراهیم فرجی ترک" خودش را می گیرد!!... مثلا من دو بار در طول تمام عمرم آن هم سال ها قبل به جلساتهمفکری عکاسی و لیدری گروههای گلگشت رفته ام که هیچ کس را نمی شناخته ام اصلا که بخواهم خودم را برای کسی بگیرم یا نگیرم؛ و هنوز بعد از سال ها از این در و آن در می شنوم که درست همان عکاسهای بنام و معروفی که من عکسهایشان را بسیار دوست دارم و خودشان را به چهره نمی شناسم از من متنفرند!، چون من یک روزی یک جایی خودم را گرفته ام برایشان و یادم نمیاید!!... اینکه "ابراهیم فرجی ترک" خودش را بگیرد واقعا خنده دار ترین چیزی ست که بشود حتی به آن فکر کرد!!... "ابراهیم فرجی ترک " آدم ها را نمی شناسد، چون درون خودش قدم می زند حتی بین یک لشگر آدم،"ابراهیم فرجی ترک " آدم ها را نمی بیند، در آدم ها دقیق نمی شود، کاری به کار آدم ها ندارد، هیچ وقت نمی فهمد در فلان جمع کی با کی دوست است، کی چی پوشیده است، کی توی نخ کیست، کی حتی اسمش چیست.به آدم ها نزدیک نمی شود،اما نزدیکش که بروید به این قضاوت اشتباهتان خواهید خندید. می گویید نه!؟ بروید از آنها که نزدیک تر ایستاده اند بپرسید

8 May 2013 10:57pm

Yasmin from Vancouver, Canada

بازتاب عالییه

9 May 2013 3:09am

nayere from mashhad, Iran

باید برگردم دو یا سه باره یادداشت های ابی رو بخونم... نه

9 May 2013 1:31pm

shafagh from tehran, Iran

دست مریزاد دختر.....

خاکستری که از تو بر روی سینه من خفته است داغ است هنوز هنوز داغ است

از کوچه ها جنازه آهویی را بر روی دست مردان پابرهنه دعاخوانان می برند

و بچه های مدرسه تنها کمی بلندتر از گربه های خاکی ولگرد مبهوت مانده اند

گردوی چشم رهگذران پوکیده است با یک فشار ساده انگشتان خواهد شکست

آنگاه بن بست کور خورشید روشنایی دنیارا خواهد بلعید

بخشی از شعر نسیم و خاکستر رضا برهانی

12 May 2013 7:53am

ORBIT from Kerman, Iran

چه خوبه :)

22 Jun 2013 5:01pm