ready plZz...
Posted by angel (..., Iran) on 28 March 2009 in Abstract & Conceptual and Portfolio.
بزرگ ِ واحد
.
می دانی
...
بعضی وقت ها باید دید
ماند
رفت ، آمد
مثل
next & pre
ِ یک فیلم خانوادگی
Little by little the night turns around
مثل سکوتی که وقتی از جنازه ی خیابان رد می شوم
از میان تار موهایم سرک می کشد
مثل تو
...
اینجا بخار شکل بودنت
برای همیشه درون ِ ذهنم ابدی شد
Set the controls for the heart of the sunمی دانی
من کرخی ِ لبانت را وقتی یافتم که
طول زمین حد عرض سایه امان می گشت
وقتی که قداست ِ درد درون روح مقیاس بزرگت آن بالاها
آنجا که پاهای ِ من دیگر بر زمین راه نمی رفت
یک پالس در میان آزرده می گشت
درون ِ آنالوگ های ارتباطی
ِ pc
و من
...
Breaking the shape of his questions for ever
when the sun will fall in the evening
will he remember the lesson I gave him
در میان ِ دیالوگ های بی جان
می دانی
امروز ها هجاها زیادی نفس می زنند زیر ِ ناخن هایم
silence that speaks so much louder than words
of promises broken.
.
یک تصویر ِ مبهم
مثل ِ عکس ِ جوجه کلاغ ها وقتی از آسمان گرفته شود
مثل بوی ِ لبهای من
بوی خاکستر
طعم علف های جنگل های آفریقا
One world, one soul
Time pass, the river roll
.
.می دانی
چشمانم را دوخته ام به رد و پای شب
شبی که همه چیز ش داغ است
و بوی دود می دهد
بوی ِ نفس های خوشحال ِ پُلیمِری
...
Come on now
I hear you're feeling down
I cant ease your pain
Get u on your feet again
Relax.
و فردا را می دانم خورشیدش
لبخند م را می چشد
و من با همان نگاه ِساده که بی صدا
مقابل ِ اشعه ی چشمانش رد می شود
و لبخند ِ کم رنگم
مثل رنگ امشب
خاکستری ِ بد رنگ.
...
honesty
understandig
faithfullness
calmness
trusty
...
در عمق خواب های تر مو دینامیکی
رویاهای پرفکت می بینم
و بعد
عکس بر جای گذاشته در آسمان
سقوط می کنم درون تخت
می دانم
که می دانی
.
.
می دانی
.
گریه دارم
اما باید خندید
میدانم
دوربین ها آماده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Croak,Croak
Jumping
In to the water
Splash
Croak,Coak
This
IS
My sound of spring
Frogs!!
.
.
.
{
لبخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــند}
.
.
می دانم که می دانی
.
Angel