Puerile

Posted by angel (qazvin, Iran) on 22 July 2008 in Architecture.

شده ام دخترک ِ کوچک ِ شاه پریان ِ قصه های مادر
و بغض پر می کنم کوزه آبی کنار لمس ِ دریاچه ی ثانیه ها
من از انزجار هیولاهای چشم پاک ِ ربان شده به گیسوانم می آیم
و تلافی ِ تمامی ِ دیشب های خواب نرفته ام
لبخند ، فرش شده مادرانه ، صورتم را
...
گاه از هول سر ریز رویای کودکی
سراچه ی مغرم می نالد

گاه سنگ ِ لی لی ِ کودکی هایم مقابل آواز نی لبکی چوبین ، درد می نوشد
گویی کسی مقابل بالهایت پرواز کند
و تو سراسر بخندی
گویی دلت بریزد
سرت برود
مادر فریاد زند

تو رها شوی
گویی مقابل ِ عقربه شدن ِ جفت تاس ِ چشمانت
کودکی هایت
چو رقص ِ کبک وحشی ای گم شده در برف


.
.
.

گویی تو باشی و یک عمر


کودکی ِ پشت ِ پرده مقابلت !
...
Angel

Canon PowerShot G9
1/200 second
F/4.0
ISO 100
13 mm